تقریباً ۱۵ ماه پس از آغاز ریاست جمهوری دوم خود و کمتر از هفت ماه تا انتخابات میاندورهای ایالات متحده در سال ۲۰۲۶، دونالد ترامپ همچنان با رتبههای پایین تأیید در نظرسنجی پس از نظرسنجی روبرو است. و جنگ ایران که در اواخر فوریه آغاز شد، به محبوبیت او کمکی نمیکند.
در یک مقاله تند منتشر شده در ۱۵ آوریل، جامل بویی از نیویورک تایمز راههای مختلفی را مطرح میکند که در آن ترامپ "بسیار بیش از حد خود درگیر است" - و جنگ ایران در صدر فهرست قرار دارد.
"رئیسجمهور با عواقب اقدامات خود دست و پنجه نرم میکند و از این واقعیت که علیرغم تمام قدرت آتش خود، ایالات متحده نمیتواند تهران را با بمباران به تسلیم وادار کند، با خشم اعتراض میکند"، بویی استدلال میکند. "زمانی که ترامپ 'سفر کوتاهمدت' خود را به ایران آغاز کرد، فرض کرد که این کار - به قول یک مقام پنتاگون در آخرین دولت جمهوریخواه که جنگ خاورمیانه را آغاز کرد - یک 'قدم زدن ساده' خواهد بود. همانطور که آژانسهای اطلاعاتی خود ترامپ به او گفتند، این یک اشتباه بود. اکنون، او گیر کرده است. و او فاقد مهارت و صبر برای یافتن راهی برای خروج از فاجعه خودساختهاش است."
بویی اضافه میکند، "ناتوان از ایجاد یک نتیجه بهتر - محدودیتهایی برای قدرت تفکر مثبت وجود دارد - و ناامید از ناتوانی خود، واکنش او، که برای هر کسی که باید احساسات یک کودک خردسال را مدیریت کند آشناست، ایجاد یک خشم و غضب است."
هرچه ترامپ بیشتر به دشمنان خود حمله میکند، بویی ادعا میکند، ضعیفتر به نظر میرسد.
"در چند روز گذشته"، ستوننویس لیبرال مشاهده میکند، "ترامپ 'رسانههای خبری جعلی' را به دلیل گزارش آنها درباره جنگ به عنوان 'دیوانه یا صرفاً فاسد!' محکوم کرده است. او به پاپ لئو چهاردهم در یک هذیان عجیب حمله کرد و او را 'ضعیف در برابر جرم' و 'وحشتناک برای سیاست خارجی' خواند. و او یک تصویر هوش مصنوعی از خود به عنوان عیسی، احاطه شده توسط ارادتمندان، در حال شفا دادن به یک مرد بینام، منتشر کرد. این یک مرد کنترل شده بر خود یا رئیسجمهوری که وضعیت اطراف خود را کنترل کند، نیست."
ترامپ، به گفته بویی، هم با سیاست خارجی و هم داخلی دست و پا میزند.
"از نظر سیاسی، یکجانبهگرایی رئیسجمهور یک فاجعه بوده است"، بویی مینویسد. "تعرفههای جهانی او - یک پروژه غرور به همان اندازه که یک برنامه اقتصادی است - هم برای اقتصاد و هم برای رتبه تأیید او یک مانع هستند. همین امر در مورد سیاستهای مهاجرتی او نیز صدق میکند که با اعمال گسترده اقتدار اجرایی آغاز شد. سپس آنها واکنش عظیمی از سوی آمریکاییهای تحت محاصره توسط ICE (اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده) و حفاظت از گمرک و مرز ایجاد کردند.... شانس مناسبی وجود دارد که ترامپ آغاز چیزی باشد، و نه پایان. اما اگر بتوانیم از این سالها دست نخورده فرار کنیم و به طور مناسب پاسخ دهیم، ممکن است متوجه شویم که ترامپ کمتر به عنوان یک مثال و بیشتر به عنوان یک داستان هشداردهنده از آنچه اتفاق میافتد وقتی شما اقتدار غیرقابل پاسخگو و یکجانبه را میپذیرید. در نهایت، این کار نمیکند."


