رودریگو دوترته مسیر سرنوشت پرتابی را طی کرد، بر بالهای قدرت و استحقاق اوج گرفت تا سرانجام در باتلاقی از درماندگی و ناامیدی فرود آید. و وارث ظاهری او، دخترش سارا، به نظر میرسد در سفری مشابه و تراژیک قرار دارد.
برای رودریگو، این سفر تمام یک نسل را در بر گرفت. پرواز به اندازه سقوط ناگهانی و شیبدار، طولانی و بلند بود. او بیش از 20 سال به عنوان شهردار خودکامه شهر زادگاهش داوائو حکمرانی کرد، پیش از آنکه رایگیری ملی - ظاهراً به طور مشابه الهام گرفته از خصلت مشت آهنین او - او را به ریاست جمهوری رساند.
مسلماً، ریاست جمهوری او با حمایتگری و دوستبازی مشخص میشد. در طول دوره معمولی شش ساله ریاست جمهوری، او موفق شد به اندازه کافی عمل کند تا با دیکتاتوری 14 ساله فردیناند ای. مارکوس رقابت کند، که به عنوان استاندارد - برای غارت، قتل، سرکوب، و در واقع برای بدنامی رسمی - باقی مانده است.
در واقع، ریاست جمهوری دوترته آنقدر بدنام و پر حادثه بود که احضار نمونههای مشخص به سادگی امکانپذیر است. در اینجا برخی از آنها آورده شده است:
جدا از آن اقداماتی که با فساد همراه بودند، دیگران ممکن است اصلاً غیرقانونی به نظر نرسند. رؤسای جمهور یا به وظیفه ملزم هستند یا نیاز به انجام آنها را مییابند، اگرچه نیازی نیست به آنها گفته شود که انتظار میرود با دقت این کار را انجام دهند. این به ندرت مورد دوترته بود - او عمدتاً آن را با هدفی موذیانه انجام داد. و در دو مورد زیر، او قطعاً از خط عبور کرد، به طور خاص به خیانت و قتل، به ترتیب:
رودریگو دوترته حتی پس از بازنشستگی همچنان در کانون توجه باقی ماند. او حتی فرصتی یافت تا از جلسات استماع کنگره به عنوان بستری برای انتقام از منتقدان خود استفاده کند. قطعاً، احساس مصونیت از مجازات یک ذره کاهش نیافته بود.
خب، نه تا آن روز سرنوشتساز. در بازگشت به خانه در 1404/12/20، از هنگ کنگ، جایی که به تازگی به جمعیت فیلیپینی سخنرانی کرده و تلاش دیوان بینالمللی کیفری برای دستگیری او به خاطر EJK را مسخره کرده بود، هنگام فرود در مانیل بر اساس حکمی که توسط آن دادگاه صادر و توسط اینترپل اجرا شده بود، دستگیر شد. قبل از پایان روز، او به مقر دادگاه در لاهه، هلند، منتقل شده بود. از آن زمان او در آنجا بازداشت شده است در حالی که برای محاکمه به اتهام جنایات علیه بشریت پردازش میشود.
در همین حال، سارا مشعل را برای سلسله و حوزه انتخابیه برداشته و خود را نامزد ریاست جمهوری برای انتخابات 2028 اعلام کرده است. با داشتن مزیت معمولاً پذیرفته شده تصدی به عنوان معاون رئیس جمهور فعلی، و با اعداد خوب نظرسنجی، او یک رقیب قوی به نظر میرسد. اما با توجه به اینکه هیچ کس دیگری اعلام نکرده و انتخابات هنوز دو سال دیگر است، آیا پیشتازی او حفظ خواهد شد؟
در واقع، شروع به از بین رفتن کرده است. بدون شک، این ارتباط با روند استیضاح که علیه او در مجلس نمایندگان دنبال میشود، دارد. این روند که به صورت زنده در سراسر کشور پخش میشود، به موضوع روز شهر تبدیل شده است - یک نظرسنجی نشان میدهد که 7 از 10 فیلیپینی مایلند او را در محاکمه سنا ببینند.
و این بار، پرونده - دومین پرونده علیه او - تقریباً مطمئناً پیش خواهد رفت. اولین پرونده که در سال 2024 آغاز شد، به سنا رسید، اما سناتورهای دوست دوترته، که اکثریت را تشکیل میدادند، ماهها روی پرونده نشستند و به دیوان عالی زمان دادند تا مداخله کند - سرانجام حکم داد که استیضاح سارا از نظر فنی معیوب است.
این مداخله طوفانی از انتقادات را به خاطر تجاوز از حد - دیوان عالی که خود را در امری منحصراً مربوط به کنگره دخیل میکند - برانگیخت. ظاهراً ترجیح داده که فعلاً عقبنشینی کند تا از عوارض بیشتر جلوگیری کند، کنگره به سادگی دور جدیدی از استیضاح را راهاندازی کرد.
سارا به دیوان عالی بازگشت، اما یا تنبیه شده یا دیگر بهانهای برای او نمییابد. در هر صورت، تاکنون لطف بیشتری به او نکرده است، و به نظر نمیرسد احتمالاً هیچ لطفی بکند.
این نشانهها نمیتوانستند از خود سارا پنهان بمانند. او مأیوس به نقطهای به نظر میرسد که از کوره در رفته است. اکنون بیش از هر زمان دیگری، او در رسانههای اجتماعی گسترش مییابد، بیهدف حرف میزند، گویی صرف دیدن فراگیر او و صدای صدایش، هر چقدر هم بیمعنا، میتواند هر برداشت منفی که جلسات استماع استیضاح ممکن است از او ایجاد کرده باشد را محو کند. ترولهای او همگام دنبال میکنند.
فکر نمیکنم همه این موارد به چشمانداز گناهکار شناخته شدن به عنوان استیضاح شده و در نتیجه برکنار شدن به عنوان معاون رئیس جمهور و همچنین منع از تصدی هر گونه سمت دولتی دیگر ارتباط داشته باشد، زیرا حتی پس از آنکه انتخابات میاندورهای اکثریت در سنا را متمایل کرد، همچنان به دست آوردن رای دو سوم مورد نیاز برای آن - 16 از 24 - آسان نخواهد بود. فکر میکنم اضطرابهای سارا از چشمانداز محتملتر افشای قطعی او به عنوان یک اختلاسگر بزرگ و همچنین کسی که به قتل قراردادی متوسل میشود، ناشی میشود، افشاگریهایی که نمیتوانند به کمپین ریاست جمهوری او آسیب نرسانند.
به طور خاصتر، سارا دوترته متهم به اختلاس صدها میلیون پزو از پول مالیات دهندگان و استخدام قاتلان حرفهای برای کشتن رئیس جمهور فردیناند مارکوس جونیور، همسرش، و پسر عموی او، رئیس سابق، است. تاکنون، او اجازه داده است شهادتهای علیه خود بدون پاسخ بمانند. همانند پرونده استیضاح اول، او جلسات استماع این پرونده را تحریم کرده است.
اما بدون اینکه دیوان عالی این بار او را از کنگره نجات دهد، او میتواند، همانند مورد پدرش، به سرنوشت فرود اضطراری محکوم باشد. – Rappler.com


