اعتراف دیروز کریس رایت، وزیر انرژی، مبنی بر اینکه "ممکن است سال آینده" باشد که قیمت بنزین به زیر ۳ دلار به ازای هر گالن بازگردد، باعث ایجاد آشفتگی در محافل جمهوریخواهان شده است زیرا "سال آینده" بعد از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر است.
در ابتدا ترامپ گفت که میتواند جنگ را "در دو یا سه روز" پایان دهد. سپس به "چهار تا پنج هفته" تبدیل شد. او سپس آن را به شش هفته کشاند. به اصطلاح "آتشبس" او روز چهارشنبه پایان مییابد.
ما اکنون در هشتمین هفته چیزی هستیم که ترامپ آن را "سفر کوچک" خود به ایران نامید (او آن را "جنگ" نخوانده است زیرا طبق قانون اساسی به موافقت کنگره برای جنگ نیاز دارد)، بدون اینکه پایانی در افق باشد، و قیمت نفت دوباره در حال افزایش است.
در آخر هفته - تنها چند ساعت پس از آنکه ترامپ گفت تنگه هرمز "بازگشایی شده" است - ایران اعلام کرد که تنگه را بسته است.
دیروز، ترامپ ادعا کرد که محاصره او به سرعت ایران را به زانو در میآورد:
اما محاصره ترامپ آنطور که ترامپ قصد داشت کار نمیکند.
دیشب، نیروی دریایی ایالات متحده به یک کشتی باری با پرچم ایران شلیک کرد تا موتورهای آن را غیرفعال کند، پس از آنکه ظاهراً علیرغم هشدارهای مکرر از توقف خودداری کرد.
پس از این حادثه، قیمت نفت به شدت افزایش یافت و کارشناسان پیشبینی میکنند که این امر باعث میشود کشتیها حتی کمتر از قبل احتمال عبور از تنگه را داشته باشند.
نظرسنجی کوئینیپیاک هفته گذشته نشان میدهد که تقریباً دو سوم آمریکاییها (۶۵ درصد) ترامپ را به خاطر افزایش قیمت بنزین مقصر میدانند، از جمله ۷۳ درصد رایدهندگان مستقل.
این مهم است. هزینههای اقتصادی این جنگ برای آمریکاییهای عادی توسط آمریکاییهای عادی به عنوان نتیجه مستقیم تصمیم شخصی ترامپ درک میشود. ترامپ بدون مشورت با کسی یا همراه کردن دیگران وارد این جنگ شد - نه کنگره، نه متحدان آمریکا، نه ناتو یا سازمان ملل متحد - و حتی به آمریکا توضیح نداد که چرا کشور را وارد جنگ میکند. بنابراین، این بدون شک جنگ خود او است.
اگر ترامپ معتقد است که تمام کارتها را در دست دارد، او هیچ ایدهای ندارد که با چه کسی سر و کار دارد.
رژیم جدید در ایران معتقد است که اهرم بیشتری نسبت به ترامپ دارد زیرا (۱) قادر است ترافیک در تنگه را به همان راحتی که ایالات متحده میتواند متوقف کند، و (۲) قادرتر از ترامپ و ایالات متحده برای انجام یک جنگ فرسایشی طولانی است. میداند که ترامپ تحت فشار سیاسی فزایندهای در ایالات متحده برای کاهش قیمت بنزین قرار دارد و کمتر از هفت ماه دیگر با انتخابات میاندورهای روبرو است - اما تنها کاری که در این بین باید انجام دهد، زنده ماندن است.
رژیم ایرانی احتمالاً به این نتیجه رسیده است که هنوز درد کافی را به ترامپ (و مصرفکنندگان آمریکایی) وارد نکرده تا از حمله مجدد آمریکا به آن جلوگیری کند، بنابراین برای تضمینهای آهنین از ایالات متحده مبنی بر اینکه ایالات متحده بمباران را از سر نخواهد گرفت، مقاومت خواهد کرد - تضمینهایی که ترامپ نه تنها از دادن آنها خودداری میکند، بلکه هر بار که دهانش را باز میکند یا پست دیگری منتشر میکند، به تهدید ایران ادامه میدهد.
این جنگی بدون پایان است.
در همین حال، امروز نشاندهنده افتتاح پورتال جدید بازپرداخت تعرفه دولت است که از طریق آن کسبوکارها میتوانند برای مالیاتهای واردات - یعنی تعرفهها - که پرداخت کردهاند و توسط دیوان عالی لغو شدهاند، ادعای بازپرداخت کنند.
دولت - یعنی ما مالیاتدهندگانی که دولت را تأمین مالی میکنیم - به دهها هزار واردکننده مجموعاً تا ۱۷۵ میلیارد دلار بازپرداخت برای تعرفههای تحمیل شده توسط ترامپ در سال گذشته تحت قانون قدرت اقتصادی اضطراری بینالمللی بدهکار است.
اما افرادی که در واقع بخش زیادی از هزینه این مالیاتهای واردات را متحمل شدهاند - مصرفکنندگان آمریکایی - یک پنی هم بازپرداخت نخواهند دید. ۱۷۵ میلیارد دلار فقط به سودهای رکورد شرکتهای آمریکایی کمک خواهد کرد.
اگر شرکتها نگران بودند که رقبا ممکن است این بازپرداختها را به صورت قیمتهای پایینتر به مصرفکنندگان خود منتقل کنند، احتمالاً همه شرکتها همین کار را انجام میدادند. اما قدرت شرکتی اکنون آنقدر متمرکز است - انحصارها و انحصارات چندگانه اکنون بر اکثر صنایع تسلط دارند - که شرکتها چنین نگرانی ندارند.
بنابراین من و شما و سایر مالیاتدهندگان در واقع در حال بازپرداخت شرکتهای آمریکایی برای مالیاتهای واردات پرداخت شده توسط آنها هستیم، اگرچه ما بیشتر آنها را به شکل قیمتهای بالاتر پرداخت کردیم - که آنها اکنون کاهش نخواهند داد زیرا قدرت انحصاری برای نگه داشتن آنها در سطح بالا دارند.
این بدان معناست که - مانند جنگ ترامپ و تأثیر آن بر قیمت نفت - تعرفههای ترامپ همچنان ما را ملزم به پرداخت بیشتر خواهند کرد.
این دو را کنار هم قرار دهید و میبینید که چرا مصرفکنندگان آمریکایی ضربه خوردهاند.
رابرت رایش استاد سیاست عمومی در برکلی و وزیر کار سابق است. نوشتههای او را میتوان در https://robertreich.substack.com/ یافت.

