مایکتیا (ونزوئلا)، ۱۴۰۵/۰۴/۱۶ — سیسو مأموریتهای خود را در آوارهای ناشی از دو زلزله ونزوئلا با همان عزم و انرژیای انجام میدهد که برای دنبال کردن اسباببازی مورد علاقهاش، یک توپ نارنجی و آبی، به کار میبرد.
این لابرادور رتریور قهوهای و پرجنبوجوش، در حالی که مهار آبیرنگش را بر تن دارد، به دل آوار ساختمانهایی میرود که در زلزلههای ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ فرو ریختند.
او تنها با تکیه بر حس بویایی خود به جستجوی بازماندگان میپردازد.
کار سگهایی مانند سیسو، عضو تیم نجات آمریکایی «فلوریدا تسک فورس ۲»، در یافتن افراد زنده در این مسابقه با زمان، حیاتی ثابت شده است.
یازده روز پس از یکی از بدترین فاجعههای زلزله در آمریکای لاتین که نزدیک به ۳۰۰۰ نفر را کشت، تیمهای بینالمللی در حالی که امید کمی به یافتن افراد بیشتر زنده دارند، مأموریتهای خود را به پایان میرسانند.
اما سگها نقش کلیدی ایفا کردند.
این حیوانات اولین کسانی هستند که هنگام رسیدن تیمها به مکانی که تصور میشود بازماندگان در زیر آوار مدفون هستند، وارد عمل میشوند. این دو زلزله پیدرپی، دهها مجتمع مسکونی را عمدتاً در منطقه ساحلی لا گوایرا فرو ریختند.
الکساندر پارادا، از اعضای فلوریدا تسک فورس ۲، در کنار پایپر، یک لابرادور رتریور که در اولین مأموریت خود در ونزوئلا دو نفر را نجات داد، به خبرگزاری فرانسه گفت: «کار آنها بر اساس تشخیص حضور انسان» از طریق شناسایی دما، بوی بدن و دیاکسید کربن بازدم قربانیان انجام میشود.
«آنها کاری را انجام میدهند که ما از عهدهاش برنمیآییم.»
سیلویا آرنگو، مربی سگ از سال ۱۹۹۸ و سرپرست سیسو، میگوید: «وقتی سگی به چیزی هشدار میدهد، نجاتگران حیوان دوم را برای تأیید یافته میفرستند.»
از آنجا، رادار یا دوربینها مختصات مکان احتمالی قربانیان را دقیقتر مشخص میکنند.
پارادا میگوید: «سگهای جستجو با حس بویایی خود و با بازرسی سریع مناطق وسیع، تلاشهای نجات را تسریع میکنند، که با توجه به کاهش شانس یافتن افراد زنده با گذشت پنجره زمانی اولیه ۷۲ ساعته، بسیار حیاتی است.»
«ایمن»
سیسو یکی از بیش از ۱۲۰ نجاتگر چهارپا از یک دوجین کشور بود که برای تسریع تلاشهای نجات در چندین جامعه در لا گوایرا، منطقهای که بیشترین آسیب را از زلزلههای قدرتمند ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری دید، اعزام شدند.
برخی، مانند سونامی، یک بوردر کولی محلی با یک چشم آبی و یک چشم قهوهای، ونزوئلاییها را با داستانهای غلبه بر ناملایمات تحت تأثیر قرار دادند: در مورد سونامی، از حیوانی نجاتیافته از آزار تا نجات جان دیگران.
آنها مانند همراهان انسانی خود، در شیفتهای ۱۲ ساعته در مأموریتهای خطرناک کار کردند.
این حیوانات در دمای بالای لا گوایرا فعالیت کردند و خود را در معرض کمآبی و ساییدگی خز خود قرار دادند، چیزی که روی گردن سیسو قابل مشاهده است.
آنها همچنین راه خود را از میان آوارها، حتی از طریق تونلهای باریک تشکیلشده در انبوهی از دیوارها، ستونها و تیرکهای شکسته، برای جستجوی بازماندگان باز کردند.
این عملیات باعث جراحات و شکستگیهایی برای برخی از آنها شد.
اما خطر بخشی از این شغل است.
آرنگو میگوید: «به محض اینکه روی آن تودههای آوار قدم میگذاریم، هیچ تضمینی برای ایمن ماندن ما وجود ندارد. ما باید به آموزش خود اعتماد کنیم.»
لحظات عاشقانه تولهسگها
اما یک سگ برای تبدیل شدن به نجاتگر باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟ انرژی زیاد، اما همچنین توانایی حرکت بدون ترس در محیطهای ناپایدار.
آرنگو میگوید این موضوع عموماً به قدرت شخصیت و میل به کاوشگری بستگی دارد.
اگرچه سگهای این تیم آمریکایی عمدتاً لابرادور رتریور هستند، بوردر کولیها، گلدن رتریورها، مالینوآهای بلژیکی و ژرمن شپردها نیز در میان آنها حضور دارند.
روز شنبه، ده روز پس از زلزلههایی که ۲۹۵۴ کشته و هزاران نفر همچنان مفقود بر جای گذاشت، مأموریتهای برزیل و اسپانیا به بازرسی مناطق تخریبشده در کنار سگهای خود ادامه دادند.
اما برای سیسو و پایپر، زمان آن رسیده بود که اسباببازیهایشان را جمع کنند و برای بازگشت به خانه آماده شوند.
در پایان عملیات، آرنگو تأکید کرد که آنچه بیش از همه او را در اولین مأموریت سیسو تحت تأثیر قرار داد، دیدن او در آوردن شادی در دریایی از غم بود.
آرنگو میگوید: «این یک وضعیت ویرانکننده بوده است.»
او میگوید: «وقتی کسی با قلبی دردناک نزدیک میشود، ما میتوانیم آنها را وادار به لبخند زدن کنیم، و کودکان میتوانند نزدیک سگهای ما بیایند و آنها را نوازش کنند.»
«این همچنین فرصتی برای ارتباط با افراد دیگر است، تا شاید برای همان یک لحظه، به آنچه در این فجایع در حال رخ دادن است فکر نکنند، و فقط شاید توسط یک تولهسگ شاد دوست داشته شوند.» — خبرگزاری فرانسه


