Somtochi Onyekwere یک نگهدارنده متنباز و مهندس نرمافزار ارشد با بیش از پنج سال تجربه در ساخت سیستمهای قابل اعتماد و مقیاسپذیر است که به توسعهدهندگان کمک میکند تا اپلیکیشنهای خود را در شرکتهای فناوری جهانی مستقر کنند. در Fly.io، او روی Corrosion کار میکند، سیستم توزیعشده متنباز پشت لایه شبکه. قبل از Fly، او یک مهندس تجربه ی کاربر و نگهدارنده FluxCD بود، پروژهای متنباز برای GitOps روی Kubernetes که پلتفرمهای توسعهدهنده سازمانی در شرکتهایی مثل Microsoft و ControlPlane را تغذیه میکند.
در کنار کار مهندسیاش، Somtochi به ساخت جامعه علاقهمند است، علاقهای که به دوران تحصیل او در دانشگاه فدرال فناوری اووری، بهعنوان متخصص دانشگاهی GitHub و سفیر دانشگاهی Ingressive بازمیگردد. امروز، او از همسازماندهندگان Kubernetes Community Days Nigeria است که سومین نسخه آن در سال گذشته بیش از ۵۰۰ شرکتکننده از سراسر آفریقا را به خود جذب کرد.

من روی ابزارهایی کار میکنم که به دیگران اجازه میدهد وبسایتها و اپهایشان را اجرا کنند، همانهایی که هر روز از گوشیات استفاده میکنی. شبیه ساختن خانه برای مردم است. معمولاً اگر خانهای میخواستی، باید زمین میخریدی، مصالح جمع میکردی و همه چیز را خودت کنار هم میگذاشتی. شرکتهایی که با آنها کار میکنم همه این کارها را برایت انجام میدهند. تو فقط با وسایلت میآیی و جا میشوی.
چیزی که در کارم دوست دارم نوع مشکلاتی است که حل میکنم و افرادی که با آنها حلشان میکنم. Fly.io برخی از برجستهترین مهندسانی را دارد که تاکنون فرصت همکاری با آنها را داشتهام. از نظر مشکلات، از کار روی سیستمهای توزیعشده لذت میبرم و اینکه چگونه آنها را مقیاسپذیر کنم در حالی که قابل اعتماد بمانند.
وقتی یک برنامه را از اجرا روی یک کامپیوتر به اجرا روی چندین کامپیوتر میبری، با مشکلات جالبی روبرو میشوی. این کار بسیاری از مفروضاتی را که برنامهنویسان به آنها عادت دارند میشکند. همچنین دوست دارم که ما به تجربه ی کاربر توسعهدهنده اهمیت میدهیم و استقرار و مقیاسدهی اپلیکیشنها را برای کاربران آسان میکنیم.
چیزی که هم اذیتم میکند و هم هیجانزدهام میکند قانون مورفی است: هر چیزی که بتواند خراب شود، خراب خواهد شد. ما روی سیستمهایی کار میکنیم که ممکن است خراب شوند اما هنوز باید به اندازه کافی قابل اعتماد باشند تا نیازهای کاربران را برآورده کنند.
یادم هست که اولین بار در یک حادثه شرکت کردم و دیدم همه با فوریت حرکت میکنند، چیزهای خراب را درست میکنند و مطمئن میشوند همه چیز به حالت عادی برمیگردد. حالا که خودم حوادث مختلفی داشتهام، در اشکالزدایی تحت فشار بهتر شدهام و از همان ابتدا یاد گرفتهام درباره حالتهای مختلف خرابی فکر کنم.
وقتی شرکت قبلیام، Weaveworks، تعطیل شد، تصمیم گرفتم در انتخاب شرکت بعدی هدفمند باشم. لیستی از شرکتهایی که در حوزه زیرساخت کارهای جالبی انجام میدادند تهیه کردم — شرکتهایی که وبلاگهای مهندسیشان را برای سرگرمی میخواندم — و شروع به درخواست دادم.
Fly.io در بالای آن لیست بود و فرآیند مصاحبه سخت بود. اما گذر از آن پایان چالش نبود. میخواستم همان هدفمندی را به کاری که در Fly.io انجام میدادم بیاورم. روی دو پروژه دیگر کار کردم قبل از اینکه به Corrosion برسم، اما این پروژه تا اینجا سختترین بود. برای سختتر کردن اوضاع، به زبانی نوشته شده بود که نمیدانستم.
پس آن را سریع یاد گرفتم و در عرض چند ماه بهطور معناداری به کدبیس کمک میکردم. در نهایت، توسعهدهنده اصلی آن شدم. رفتن از «این زبان را هرگز ننوشتهام» به «این سیستم را در اختیار دارم» در آن بازه، چیزی است که آرام به آن افتخار میکنم، تا حدی به خاطر جهش فنی، اما همچنین چون به من یادآوری کرد که یک مهندس عالی بودن یعنی برداشتن مشکلات ناشناخته یا نامشخص، شکستن آنها و پیدا کردن راهحلها.
جامعه و مهندسی برای من هرگز جدا نبودهاند. همیشه دستدردست هم بودهاند. متنباز جایی است که وقتی شروع کردم مهارتم را تقویت کردم و یاد گرفتم مهندسی در دنیای واقعی چگونه کار میکند: مردم آنچه میدانند را به اشتراک میگذارند، ایدهها را در ملاء عام بررسی میکنند و در گفتگوهایی که شکل یک پروژه را تعیین میکنند شرکت میکنند.
این باور شکل داده که چگونه ظاهر میشوم. بهعنوان دانشجو، گردهماییهای فناوری را بهعنوان متخصص دانشگاهی GitHub و سفیر دانشگاهی Ingressive سازماندهی کردم و به حدود پنجاه دانشجو کمک کردم مهارتهای لازم برای شروع در صنعت را بسازند. بعداً، از ایجاد فضای اختصاصی برای آفریقاییها در جامعه Kubernetes Slack حمایت کردم، گروهی که به بیش از ۴۵۰ عضو رشد کرده است.
امروز، از همسازماندهندگان Kubernetes Community Days Nigeria هستم که آخرین نسخهاش بیش از ۵۰۰ شرکتکننده و سخنران از سراسر آفریقا را برای یادگیری، اشتراک و ساختن کنار هم جمع کرد.
از جامعه خیلی چیزها به دست آوردهام: مربیان، همکاران، دوستان و فرصتها. دقیقاً به همین دلیل است که به نسل بعدی مهندسان ادامه میدهم سرمایهگذاری کنم. چه مربیگری یک دانشجو در اولین pull request (PR) باشد چه کمک به کسی برای آماده شدن برای اولین سخنرانی کنفرانسیاش، هدف یکی است: جامعه را قویتر از آنچه یافتم رها کنم.
من در ۱۶ سالگی علایق زیادی داشتم: ریاضی، فیزیک، مهندسی، نوشتن و تدریس. خیلی از مسیرها در آن زمان هیجانانگیز و قابل دسترس به نظر میرسیدند. تازه دبیرستان را تمام کرده بودم و برای گذراندن وقت فیلم تماشا میکردم. همیشه جذب فیلمهایی میشدم که یک هکر پشت کامپیوتر بود، با اشتیاق تایپ میکرد، مشکلات غیرممکن را حل میکرد و به بقیه تیم کمک میکرد مأموریت را انجام دهند.
پس دانهها از قبل آنجا بودند. فکر کردم حداقل امتحانش میکنم. اما خودِ ۱۶ سالهام هیچ ایدهای نداشت که تا کجا میتواند برود، و فکر میکنم از دیدن آنچه الان میکنم کاملاً هیجانزده میشد.
احتمالاً نویسنده داستان میشدم. این روزها زیاد نمینویسم، اما هنوز عاشق داستانسرایی خوب و استفاده از کلمات بهعنوان یک شکل هنری و وسیله بیان هستم.


