یک دولت نظارتی بر چرخ‌ها، نوشته جفری تاکر از طریق The Epoch Times، اجاره یک خودرو قبلاً با یک عنصر سرگرمی همراه بود. برای یک یا دو روزیک دولت نظارتی بر چرخ‌ها، نوشته جفری تاکر از طریق The Epoch Times، اجاره یک خودرو قبلاً با یک عنصر سرگرمی همراه بود. برای یک یا دو روز

یک دولت نظارتی بر چرخ‌ها

2026/07/02 03:05
مدت مطالعه: 7 دقیقه
برای ارائه بازخورد یا طرح هرگونه نگرانی درباره این محتوا، لطفاً با ما از طریق [email protected] تماس بگیرید.

یک دولت نظارتی بر چرخ‌ها

Tyler Durden's Photo
توسط Tyler Durden
نوشته شده...

نوشته Jeffrey Tucker از طریق The Epoch Times،

اجاره کردن ماشین قبلاً با یک عنصر سرگرمی همراه بود. برای یک یا دو روز می‌توانستید وانمود کنید که مالک یک ماشین جدید هستید. شاید ماشین اسپورتی که همیشه در خفا آرزویش را داشتید، شاید به رنگ قرمز روشن. یا شاید یک خودروی شاسی‌بلند قدرتمند که به جای سدان چهاردرتان به آن نیاز داشتید.

در هر صورت، تجربه یک ماشین جدید و متفاوت در یک دوره محدود، حتی اگر فقط برای تنوع باشد، جالب است.

من همیشه از این لذت می‌بردم، تا الان.

بی‌خیال یک SUV مدل جدید اجاره کردم و سوار شدم بدون اینکه زیاد فکر کنم. داشبورد آن روی دو صفحه نمایش بزرگ بود با دکمه‌های فیزیکی بسیار کم، که یعنی باید اساساً یاد می‌گرفتم نرم‌افزار را کار کنم. باید کنار می‌کشیدم و با دقت بررسی می‌کردم، شاید حتی دفترچه راهنما می‌خواندم، اما سنتاً ماشین‌ها خودشان را توضیح می‌دادند. همه چیز واضح بود.

دیگر اینطور نیست.

رادیو روی یک مرد که درباره نتایج ورزشی حرف می‌زد گیر کرده بود، پس تصمیم گرفتم کانال را عوض کنم. همزمان داشتم رانندگی می‌کردم و با دید محیطی به صفحه نگاه می‌کردم. آن لحظه بود که ماشین مرا گرفت: حواس‌پرتی را حس کرد.

یک اعلان با ۵ بوق هشدار بسیار آزاردهنده ظاهر شد، با یک هشدار بلند: "استراحت کردن را در نظر بگیرید" با ایموجی فنجان قهوه. عجیب بود. خسته نبودم. تازه شروع کرده بودم. چرا باید استراحت می‌کردم؟

ماشینم داشت مرا تصحیح می‌کرد. نه تنها این، بلکه داشت بیولوژی مرا تشخیص می‌داد. داشتم حواسم پرت می‌شد و بنابراین واضح بود که کافئین کافی در سیستمم نداشتم و به بیشتر نیاز داشتم. این را ماشینم می‌گفت.

این بود آشنایی من با ماشین هوشمند جدید، بیشتر ناظر تا کمک‌کننده، بیشتر نظارت تا خدمت، بیشتر حساس تا ایمن.

یک دستمال برداشتم در حالی که دنبال کلید خاموش کردن رادیو می‌گشتم و همان هشدار دوباره ظاهر شد. این فقط چند دقیقه بعد بود. تعجب کردم این چقدر ادامه خواهد داشت. دو ساعت و نیم راه داشتم. این می‌توانست دردناک باشد.

و واقعاً هم بود. ماشینم در تمام سفر مرا زیر نظر داشت، سرزنش کرد و موعظه کرد. گناهان جزئی مرا دقیق‌تر از یک واعظ پیوریتن در مستعمره پلیموث قرن هفدهم دنبال می‌کرد. حداقل در آن دنیا، حریم خصوصی ممکن بود. در این ماشین جدید ممکن نیست. زیر فشار هستید، مأمور به انجام کارهای غیرممکن مدیریت دیجیتال که محکوم به شکست در آن‌ها هستید.

این ربات‌سرزنشگر همیشه متقی، خودراضی و بی‌عیب‌ونقص به نظر می‌رسد که با شادی هر تخلفی را اعلام می‌کند، حتی وقتی یک وزش باد باعث دو اینچ انحراف می‌شود. شکست!

این ماشین علیه راننده‌اش است، مثل اسبی که کاملاً رام نشده و سعی می‌کند شما را پرت کند. اما تهدیدآمیزتر از آن است. مدام شما را تماشا می‌کند اما نمی‌دانید چشمانش کجاست یا دقیقاً چرا قضاوت‌هایی که می‌کند را انجام می‌دهد.

در حالی که هنوز با رادیو دست و پنجه نرم می‌کردم، یک پیام بزرگ روی صفحه ظاهر شد که سعی کردم در حین رانندگی بخوانم. گناه دیگری. تا جایی که فهمیدم، می‌گفت در حین رانندگی این کار را نکنید چون ناایمن است. و اگر این پیام را خوانده‌ام و ریسک را می‌فهمم و شرایط اپلیکیشن نرم‌افزار را می‌پذیرم، باید تأیید را کلیک کنم، که در حین رانندگی کردم.

مثل ساعت، دوباره درخواست ظاهر شد که توقف کنم و یک فنجان قهوه دیگر بنوشم. اگر به دستورات دکتر/پزشک ماشین عمل می‌کردم، یک گالن قهوه خورده بودم و به خاطر مسمومیت با کافئین به بیمارستان برده می‌شدم.

تابلوهای کنار جاده همه می‌گویند در حین رانندگی پیام ندهید یا به گوشی هوشمندتان نگاه نکنید. اما این ماشین به مراتب حواس‌پرت‌کننده‌تر از گوشی‌ام است. تا اینجا فقط چند تا از این اعلان‌ها را ذکر کردم.

وقتی وارد ترافیک شدم، در بزرگراه‌های بسیار سریع تگزاس، ماشین‌هایی از پشت و از راست و چپ نزدیک بودند. مسیریابی پیچیده‌ای بود و نیاز به توجه کامل داشت. آقای ماشین این صحنه را دوست نداشت و شروع کرد به جیغ زدن انگار که من کاملاً از آنچه اطرافم می‌گذرد بی‌خبرم. البته که می‌دانستم اما حالا با این ماشین غرغرو، تمرکز کردن سخت بود.

صدای بلند، وزوز و جیغ این معلم دیجیتال ناراضی—اگر ماشین اسمی داشت، Karen می‌بود—خطرناک‌تر از راننده‌های اطرافم در همه جهات است.

فکر می‌کنید یک راننده صندلی عقب آزاردهنده است؟ یک داشبورد با مهارت‌های نظارت بیومتریک و توانایی صحبت با بوق، زنگ و وزوز را امتحان کنید. دردناک است و قطعاً رانندگی را کمتر ایمن و ترسناک‌تر می‌کند.

ماشین جدید یک مادر بلعنده، یک والدین هلیکوپتری، یک نگهبان دیجیتال و یک مأمور مراقبت جاسوس همه در یکی است. من فقط با رانندگی دچار سندرم مونشهاوزن نیابتی می‌شوم: این ماشین مدام به من می‌گوید راننده بدی هستم پس دارم می‌شوم.

همه اینها کاملاً شگفت‌انگیز است چون فقط چند دهه پیش، رانندگی در بزرگراه باز و گوش دادن به راک اند رول، جوهر ایده‌آل آزادی آمریکایی بود. در واقع، در سال‌های پس از جنگ، یک تغییر صریح از قطارهای مسافری به ماشین‌های خانوادگی و فردی وجود داشت چون آن‌ها بهتر این روح آمریکایی را تجسم می‌بخشیدند.

به همه آهنگ‌های بزرگ رانندگی آمریکایی فکر کنید. "Born to Run." "Take It Easy." "Born to Be Wild." "Route 66." "Fast Car." "On the Road Again." "Mustang Sally." "Little Red Corvette."

همه این آهنگ‌ها وحدت آزادی و رانندگی را جشن می‌گرفتند.

با این مدل‌های جدید اینطور نیست. آن‌ها برعکس هستند. آزادی رانندگی را به یک پانوپتیکون نظارت و تصحیح رفتاری تبدیل کرده‌اند. شما موش‌هایی در این آزمایشگاه متحرک هستید، کبوتری در قفس پاولوفی که به انواع مختلف تحریک، آزمایش، تغذیه و گرسنگی می‌شوید.

این تجربه در راننده آرزوی مقاومت‌ناپذیر کنار کشیدن، برداشتن وسایل و پیاده رفتن در بزرگراه را ایجاد می‌کند تا حداقل آزاد باشد.

سخت است بدانیم چه کسی می‌توانسته این سیستم‌ها را اختراع کرده باشد و چرا. ماشین‌ها یک قرن است که رایج هستند و به نوعی مردم بدون این سیستم‌های به اصطلاح هوشمند کنار آمده‌اند. در واقع، مردم از طریق تجربه و آگاهی و هوش انسانی ارتقاءیافته یاد گرفتند رانندگی کنند.

این سیستم‌های جدید همه هوش و تجربه را از کار می‌اندازند و به بدبینانه‌ترین سوءظن دامن می‌زنند که این ماشین‌ها سعی نمی‌کنند به ما کمک کنند بلکه جای ما را بگیرند. به جای اینکه مهارت و توانایی ارادی شما را تحسین کنند، با این فرض که شما بی‌ملاحظه و گناهکار هستید و احتمالاً برای خود و دیگران خطرناک هستید، با تکبر رفتار می‌کنند و به آموزش دیجیتال نیاز دارید.

لایه دیگری از یأس در حین رانندگی به من دست داد. ماشین خودم ۱۰ ساله است. با تمام وجود به آن چنگ می‌زنم، سلامتش را تا جای ممکن طولانی می‌کنم، قسم می‌خورم هرگز تسلیم این دنیای جدید مسافرپروری دولت عمیق نشوم. اما همه می‌دانیم که این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد. در یک نقطه، مجبور خواهم شد تسلیم شوم.

هر چیز قدیمی در نهایت خیلی قدیمی می‌شود و بیشتر چیزهایی که جدید هستند به هنجار تبدیل می‌شوند. شاید یک شورش مصرف‌کننده انبوه این مسیر را متوقف کند اما کسی تعجب می‌کند. شبکه کنترل روز به روز پیشرفت می‌کند. ما در محاصره نظارت هستیم. حتی نمی‌توانم یک مکالمه خصوصی با مادرم درباره موضوعی داشته باشم بدون اینکه اسپم ایمیل درباره همان موضوع دریافت کنم.

واضح است که گوشی‌هایمان گوش می‌دهند. ماشین‌هایمان گوش می‌دهند. همه چیز گوش می‌دهد. نه تنها این، بلکه ردیابی و قضاوت می‌شویم. تا آنجا که می‌دانم، دفعه بعد که ماشین اجاره کنم، پروفایلم ظاهر می‌شود و نشان می‌دهد که ۱۷ هشدار نیاز به قهوه را ترایگر کرده‌ام.

وقتی ماشین را تحویل دادم، با تلخی شکایت کردم و مرد خوبی که مرا استقبال کرد احساس بدی داشت. من هم احساس بدی داشتم. مدیر تخفیف برای اجاره بعدی‌ام پیشنهاد داد که رد کردم چون هیچ‌کدام از اینها تقصیر آن‌ها نبود. آن‌ها به همان اندازه من قربانی این مزخرفات هستند. همه ما هستیم.

با این حال، شاید شکایتم جایی ثبت شده باشد. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، iPhone من آن را شنید. که حالا که فکر می‌کنم، شاید خوب نباشد. در آینده، این می‌تواند ما را از بانک محروم کند.

در این شرایط، ممکن است مثل کوبا شویم که همه ماشین‌ها قدیمی هستند چون سوسیالیسم نمی‌داند چطور ماشین جدید بسازد. با شبکه کنترل آمریکا، اگر بخواهیم آزادی و سلامت عقلمان را حفظ کنیم، باید ماشین‌های قدیمی را کارآمد نگه داریم.

شاید مجبور شوم دنبال VW Beetle 1963 خودم بگردم و دوباره آن را بازسازی کنم.

0

جام جهانی: هدف‌گذاری برای 200x

جام جهانی: هدف‌گذاری برای 200xجام جهانی: هدف‌گذاری برای 200x

تا 20 مسابقه جام جهانی را در یک سفارش ترکیب کنید

سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل [email protected] با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.