برایت اوکرکه برنامهای برای تبدیل شدن به یک مدیر محصول نداشت. یک آزمون زیستشناسی از قلم افتاده همه چیز را تغییر داد.
در سال ۱۳۹۲، اوکرکه که تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شده بود، امیدوار بود در رشته مهندسی برق و الکترونیک (کامپیوتر) در دانشگاه فدرال فناوری اوری (FUTO) در ایالت ایمو در جنوب شرقی نیجریه تحصیل کند. او بیشتر دوران نوجوانیاش را صرف علاقه به کامپیوتر کرده بود.

او میگوید: «از کودکی به کامپیوتر دسترسی داشتم؛ بلافاصله پس از دبستان در یک مرکز آموزش کامپیوتر ثبتنام کردم. خیلی سریع یاد گرفتم و در دوران دبیرستان میتوانستم با سرعت بیش از ۱۰۰ کلمه در دقیقه تایپ کنم.»
کامپیوتر او را مجذوب خود کرده بود و مهندسی مسیری طبیعی به نظر میرسید. اما وقتی فصل پذیرش دانشگاه فرارسید، همه چیز طبق برنامه پیش نرفت.
اوکرکه که در آبا، شهر تجاری ایالت آبیا در جنوب شرقی نیجریه بزرگ شده بود، موفق به کسب پذیرش برای تحصیل در مهندسی نشد. او ترویج کشاورزی را به عنوان رشته پشتیبان انتخاب کرده بود.
او میگوید: «کشاورزی را دوست داشتم. پدرم مزرعه داشت و معمولاً به او ملحق میشدم.»
سپس مشکل دیگری پدیدار شد.
یکی از کارمندان دانشگاه به او اطلاع داد که نمیتواند به رشته ترویج کشاورزی تغییر رشته دهد، زیرا در آزمون ورودی دانشگاه (UTME)، آزمون ورودی دانشگاههای نیجریه، درس زیستشناسی نگرفته است.
در عوض، او چیز دیگری پیشنهاد داد: مدیریت پروژه.
او اعتراف میکند: «[مدیریت پروژه را انتخاب کردم] چون اصلاً نمیدانستم آن وقت چه کار دیگری باید بکنم.»
در ابتدا، این رشته تصادفی به نظر میرسید. سپس کنجکاوی برانگیخته شد.
اوکرکه شروع کرد به تحقیق درباره اینکه مدیریت پروژه واقعاً به چه معناست. در جایی از آن جستجو، دریافت که این حوزه به طرز شگفتانگیزی به فناوری، عملیات و ساخت سیستمها نزدیک است.
او میگوید: «متوجه شدم [مدیریت پروژه] واقعاً چیز بزرگی است. همچنین یک مسیر شغلی فناوری بود که میتوانستم دنبال کنم.»
آن چرخش تصادفی به آرامی مسیر بقیه دوران حرفهای او را شکل داد.
تا زمانی که در سال ۱۳۹۷ با مدرک مدیریت پروژه از FUTO فارغالتحصیل شد، قبلاً شروع به یادگیری خودآموز نحوه کار نرمافزار کرده بود. بین سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۶، شبهای دیرهنگام را صرف یادگیری کدنویسی از طریق پلتفرمهایی مانند W3Schools و Lynda.com میکرد.
اما فارغالتحصیل شدن و ورود به بازار کار نیجریه چندان الهامبخش نبود.
نیجریه سالانه بیش از ۶۰۰٬۰۰۰ فارغالتحصیل دانشگاهی تولید میکند که بسیاری از آنها در یافتن شغل رسمی دست و پنجه نرم میکنند. مانند بسیاری از جوانان نیجریایی که سعی میکردند سر پا بمانند، اوکرکه هر کاری که میتوانست پیدا کند، انجام میداد.
مدتی در یک نانوایی مشغول به کار شد و خمیر درست میکرد و نان میپخت، در حالی که منتظر بود تا در سپاه خدمت ملی جوانان (NYSC)، برنامه اجباری یکساله نیجریه برای فارغالتحصیلان، شرکت کند.
در سال ۱۳۹۹، به منطقه دولت محلی آتیسبو در ایالت اویو، صدها کیلومتر دور از خانه، اعزام شد. در طول هفته در دبیرستان باپتیست ریاضی تدریس میکرد و آخر هفتهها به ایالت اوگون سفر میکرد تا به صورت فریلنس برای MaxOrg Homes and Properties، یک شرکت املاک و مستغلات، کار کند، سرنخ ایجاد کند و مشتریان بالقوه را مدیریت کند.
این نقش درآمد داشت، اما او را از پا در میآورد.
او میگوید: «این تجربه به من فهماند که [بازاریابی] حرفه من نیست و باید به چیز دیگری روی بیاورم.»
او که ذاتاً درونگرا بود، تعامل اجتماعی مداوم را خستهکننده مییافت. اما این تجربه چیز مفیدی به او آموخت: ارتباط مهم است، حتی برای افراد ساکت.
پس از پایان NYSC در سال ۱۴۰۰، دوستش او را برای یک موقعیت در Clever Realty، یک شرکت املاک و مستغلات مستقر در لاگوس، به عنوان دستیار اجرایی و مدیر پروژه معرفی کرد.
او این نقش را به دست آورد. هنوز فناوری نبود، اما این تجربه در نقشهای فناوری آیندهاش به او کمک میکرد.
او میگوید: «یاد گرفتم که چگونه اهداف را در سراسر یک سازمان برنامهریزی و اجرا کنم.»
او میگوید: «به عنوان یک شخص درونگرا، این تجربه به من آموخت که بتوانم با مردم صحبت کنم. تصور کنید که رئیس خود را به جلسات مشتری دنبال کنید و ببینید که چگونه با مشتریان صحبت میکند.»
گذار به فناوری به درستی در اواخر سال ۱۴۰۰ آغاز شد.
اوکرکه در Mentortribes، یک استارتاپ از راه دور که فرصتهای یادگیری عملی و کارآموزی برای متخصصان فناوری مشتاق فراهم میکند، کارآموزی کرد. در آنجا با تیمهای اسکرام کار کرد و به مدیریت فرآیندهای توسعه محصول برای محصولات نرمافزاری کمک کرد، از جمله یک اپلیکیشن پسانداز دیجیتال که از آجو، سیستم پسانداز چرخشی مبتنی بر جامعه که در سراسر نیجریه رایج است، الهام گرفته بود.
او میگوید: «نقش من مدیریت تیم اسکرام بود. این تجربه به عنوان یک منحنی یادگیری برای من عمل کرد تا مدیریت محصول چابک را در یک تیم SaaS تمرین کنم.»
برای اولین بار، نظریههایی که مطالعه کرده بود شروع به ارتباط با محصولات واقعی کردند.
همزمان، از طریق Coursera دورههای آنلاین در مدیریت محصول و پروژه میگذراند و پایهای برای آنچه بعداً به حرفهاش تبدیل میشد میساخت.
در دی ماه ۱۴۰۰، در حالی که هنوز در Mentortribes کارآموزی میکرد، اوکرکه به Blocklo Technologies، یک شرکت بلاک چین و ارز دیجیتال نیجریایی پیوست و در ابتدا مقالاتی درباره ارز دیجیتال و Web3 مینوشت.
او میگوید: «وقتی هنوز در مدرسه بودم توانستم کمی به کریپتو علاقهمند شوم. سر و صدای زیادی پیرامون ارز دیجیتال بیت کوین [و] اتریوم وجود داشت.»
تا آن زمان، پذیرش کریپتو در نیجریه به شدت در حال گسترش بود. ارز دیجیتال بیت کوین و اتریوم بخشی از مکالمات آنلاین متداول شده بودند، به ویژه در میان جوانان نیجریایی که به دنبال سیستمهای مالی جایگزین بودند. تقریباً یک نفر از هر سه نیجریایی از داراییهای کریپتو استفاده کرده یا آنها را داشته، که نیجریه را به یکی از کشورهای پیشرو در پذیرش ارز دیجیتال بیت کوین و ارز دیجیتال در سطح جهانی تبدیل کرده بود.
اوکرکه فرصتی در داخل شرکت دید.
او میگوید: «یک روز به مدیرعاملم گفتم که من هم تجربه مدیریت پروژه دارم. در آن زمان به دنبال یک مدیر پروژه بودیم.»
مدیرعامل موافقت کرد.
در اسفند ۱۴۰۰، به طور رسمی به مدیریت محصول منتقل شد و روی یک کیف پول کریپتو و مارکتپلیس NFT کار کرد.
این نقش درک او را از نحوه ساخت محصولات دیجیتال تحت فشار عمیقتر کرد: هماهنگی مهندسان، متعادل کردن جدول زمانی، مدیریت انتظارات ذینفعان و ارائه محصولات به تیمهای توزیعشدهای که در کشورها و منطقههای زمانی مختلف کار میکردند.
او میگوید: «Blocklo Technologies به من کمک کرد توسعه محصول در فضای کریپتو و Web3 را درک کنم. همچنین یاد گرفتم چگونه در چندین منطقه زمانی همکاری کنم که به من کمک کرد در نقشهای بعدی برتری داشته باشم.»
آن عمق عملیاتی به تدریج ارزشمندتر شد.
در سال ۱۴۰۲، به Wazobia Technologies، یک شرکت توسعه نرمافزار مستقر در بریتانیا که محصولات دیجیتال و راهحلهای فناوری برای کسبوکارها میسازد، پیوست و تا سال ۱۴۰۳ به صورت از راه دور به عنوان مدیر پروژه و محصول ترکیبی کار کرد.
او میگوید: «بزرگترین درسم یادگیری نحوه مدیریت تیمهای توزیعشده در منطقههای زمانی مختلف در حالی که پروژهها را در زمانبندی نگه میداشتم بود. همچنین مهارتهای مدیریت ذینفعان، تحویل چابک و برنامهریزی محصولم را تقویت کردم.»
او همچنین روی Hivedeck، یک سازنده وبسایت برای کسبوکارهای کوچک و متوسط، کار کرد.
در فروردین ۱۴۰۳، Wazobia را «برای دنبال کردن فرصتهای بزرگتر مدیریت پروژه» ترک کرد.
سه ماه بعد، به عنوان مدیر فنی پروژه و محصول در Pandar، یک فینتک مستقر در لاگوس که به کاربران کمک میکند داراییهای دیجیتال را به پول نقد تبدیل کنند، از سر کار برگشت. او در حال حاضر توسعه محصول در این شرکت را رهبری میکند، نقشی که از فروردین ۱۴۰۵ در اختیار دارد.
اوکرکه درباره اینکه نقش مدیر پروژه واقعاً چه چیزی میطلبد، قاطع است و به همان اندازه درباره اینکه چقدر اشتباه درک میشود، قاطع است.
او میگوید: «مدیر محصول با تقریباً همه اعضای تیم سروکار دارد. وقتی پروژه در حال فروپاشی است، مدیر محصول مسئول شناخته میشود. و وقتی پروژه پیش میرود، سایر اعضای تیم افتخارش را میبرند.»
او مدیر محصول را به عنوان چسبی توصیف میکند که یک تیم فناوری را کنار هم نگه میدارد: کسی که اهداف مدیریتی را به نقشههای راه قابل اجرا تبدیل میکند، مشکلات را پیشبینی میکند و اطمینان میدهد که مهندسان و طراحان نه صرفاً مشغول هستند، بلکه در مسیر درست حرکت میکنند. او استدلال میکند که بدون این بافت پیوندی، حتی تیمهای با استعداد فنی هم میتوانند چیزهای اشتباه را به کارآمدی بسازند.
مدیران محصول ۵۲٪ از وقت خود را صرف وظایف برنامهریزینشده و واکنشی میکنند و فضای کمی برای کار استراتژیکی که نقش واقعاً نیاز دارد باقی میماند. نتیجه، همانطور که اوکرکه توصیف میکند، نقشی است که بیش از حد بار دارد.
او میگوید: «لزوماً نیازی نیست خیلی فنی باشید تا یک مدیر محصول باشید، اما باید همیشه بدانید که چگونه بپرسید چرا.»
او میگوید اگر بتواند فلسفهاش درباره حرفهاش را در یک جمله خلاصه کند، این خواهد بود: «میشود انجام داد، فقط راهش را پیدا کن.»
خارج از نقش تماموقتش، در حال ساخت TaskGen، یک ابزار اتوماسیون طراحی شده برای کاهش کارهای اداری تکراری که مدیران محصول روزانه با آنها سروکار دارند، است؛ از تولید داستانهای کاربری تا خودکارسازی مستندات پروژه.
او همچنین در حال ساخت Optivane Systems، یک مشاوره عملکرد عملیاتی و اتوماسیون است. او امیدوار است آن را به یک شرکت پیشرو تبدیل کند.
برای کسی که به طور اتفاقی وارد مدیریت پروژه شد، اوکرکه اکنون درباره سیستمها و تفکر محصول با وضوح غیرمعمولی صحبت میکند.
اگر یک فلسفه واحدی وجود داشته باشد که حرفهاش را به هم پیوند میدهد، این است: او میگوید «میشود انجام داد»، «فقط راهش را پیدا کن.»

